با کمال تاسف و تاثر دختر عموی گرامیم حاجیه سیده بنی(راضیه)سجادی فرزند مرحوم میر صفدر سجادی صبح امروز دار فانی را وداع گفتند.من این ضایعه اسفناک را به همه فامیل خصوصا همسر،فرزندان،برادران وخواهران داغدارش تسلیت عرض نموده و از ايزد منان براي آن مرحوم علو درجات و براي بازماندگان صبر و شكيبايي آرزومندم.
ضمناً مراسم خاكسپاري از ساعت 15 الي 16:30 مورخه ۲۷ اردیبهشت سال ۹۱درامام زاده عبدالله گرگان برگزار مي گردد
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:47  توسط سید خالق سجادی
|
فریادهای آقای بهجت (ره) هنگام سلام نماز برای من سئوال شده بود، گفتم اگر ندانم چرا فریاد میکشد دیگر برای نماز به قم نمیروم.
فارس: تهران زندگی میکردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیتالله بهجت (ره) میخواندند را دیدم و لذت بردم.
تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیتالله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه میشود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامهام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:3  توسط سید خالق سجادی
|
وقتی بچهها از آب میآمدند بیرون، قدرت نداشتند، اشنایر و فین، عینک و ماسک غواصی را از خودشان جدا کنند. بچههای تدارکات، توی بشکه آب گرم میکردند، پتو میآوردند، رزمندههای که از آب بیرون میآمدند دست شان را میزدند توی آب گرم بشکه، تا یک ذره حس و حال بگیرند گرم بشوند تا لباس شان را بیرون بیاورند.
حاج بصیر هم توی دهان بچهها خودش عسل میریخت، لیوان چای را میگذاشت جلوی دهانشان بخورند و گرم بشوند. بیش از هفتاد روز آموزش سخت و نفس گیر تمام شد، نیروها به سمت بوفلفل حرکت کردند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 8:23  توسط سید خالق سجادی
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 14:15  توسط سید خالق سجادی
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 12:35  توسط سید خالق سجادی
|
سلام
سال ۹۰ هم با همه فراز و نشیبهایش به پایان رسید و سال۹۱ از راه رسید.تولد نور چشمم دخترعزیزم فاطمه سادات،درگذشت داییهای بزرگوارم مرحوم حاج شیخ علی و مشهدی صفر تقوی از همین فراز و نشیبهاست.از خداوند میخواهم سال ۹۱ را برای همه مسلمانان،ایرانیان وخانواده ام سال پر برکتی قرار دهد.
چند روز پیش پیامی از طریق همین وبلاگ دریافت کردم که مرا بد جوری به فکر فرو برد و ان اینکه: ایا ادم شده ام ؟
راستی راستی جایگاه پدر بزرگ،مادربزرگ،پدر،مادر،خواهر،برادر،و دیگر کساتی که ما را به ایجا رسانده اند در زندگی فعلی ما کجاست؟
ایا همین جایگاه را برای چند سال دیگر برای خودمان می پسندیم ؟
ایا ادم شده ایم...!!!!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 10:4  توسط سید خالق سجادی
|
سال 1391 هم رسید ، آن هم در حالی که نه از اشغال غرب سرزمین پرگهر توسط ارتش بین النهرین خبری هست ، نه از آژیر قرمزهایی که روزگارمان را سیاه کند و نه از صدای بمب و موشک و بوی باروت و خون... خدایا شکرت!
اما چه بد مردمانی باشیم ما اگر فراموش کنیم که اگر امروز با خیال راحت ، دور هفت سین هایمان می نشینیم و رقص ماهی در تنگ آب را تماشا می کنیم و زیر لب "یا مقلب القلوب" می خوانیم ، اگر با خنده و اشتیاق ، زنگ خانه همسایه و فامیل را می زنیم که "آمده ایم عید دیدنی" ، اگر باربند ماشین هایمان را پر می کنیم از اسباب و وسایل سفر و صدای پخش ماشین مان را بلند کرده ایم گاز می دهیم و اگر بلیط به دست راهی فرودگاهیم تا در نقطه ای از دنیا ، چند روزی را خوش باشیم ،همه و همه رهین مردانی هستیم که آنها هم می توانستند در نوروز 91 در میان ما باشند و عیدی بدهند و عیدی بگیرند ، اما در این لحظه که ما هوای تازه بهاری را تنفس می کنیم ، در سینه قبرستان ها خوابیده اند و آرام آرام به بخشی از خاک وطن تبدیل می شوند:
حسن تقوی:تنها پسر خانواده که ترکش گلوله تانک دشمن قلبش را درید و اسمانی شد
رحمت سعیدی:رفیق مظلوم بچه های جیربند.کسی که در کربلای۴جواز زیارت کربلا را از مولایش گرفت
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 9:48  توسط سید خالق سجادی
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا مقلّب القلوب والأبصار، یا مدبّر اللّیل والنّهار،
یا محوّل الحول والأحوال ، حوّل حالنا إلی أحسن الحال.
تحویل ِ«حال إلی أحسن الحال» این است که إن شاءالله در این سال نو، ما تغییرات روحی بدهیم، یعنی واقعاً تحوّل بر ایمان حاصل بشود. و او به این است که همان طوری که سیره أنبیا از اوّل تا آخر بوده است که جنگ و صلحشان برای خدا بوده است، هیچ پیغمبری جنگ نکرد إلا برای خدا و صلح نکرد إلا برای خدا...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 12:43  توسط سید خالق سجادی
|
تاريخ : پنجشنبه 1390/12/25
دیروز که برای حضوردرجلسه دفاعیه پایان نامه یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تاریخ به پژوهشکده امام وانقلاب اسلامی رفته بودم، با هماهنگی قبلی توفیقی دست داد تا دقایق پر برکتی را نه چندان کوتاه با سرکارخانم دکتر فاطمه طباطبایی، همسرارجمند یادگار مرحوم حاج سیداحمدآقاخمینی، - که این روزها سالگرد رحلت زود هنگام اوست- داشته باشم. دراین دیدارکه برای من بسیار مغتنم بود حرفهای مختلفی زده شد.مغتنم از آن جهت که اظهارات- مکتوب وغبر مکتوب - خانم دکتر طباطبایی،ازمنظر تاریخی و بویژه تاریخ شفاهی یکی از منابع مهم دست اول زندگی امام محسوب می شود و خوشبختانه کتاب اقلیم خاطرات ایشان تا حدودی خلا موجود دراین زمینه را برطرف نموده است. کتابی که با برخورداری از نثری روان وغیر متکلف پس از دوماه به چاپ دوم رسیده وحاوی نکات بسیارارزشمندی درباره امام ،خانواده ایشان، دوران های مبارزه وتبعید امام به نجف،مسائل مرتبط با شیعیان لبنان وامام موسی صدر- دایی ایشان - و برخی مسائل مرتبط با وقایع وضعیت اجتماعی قم ونجف ومهاجرت امام به پاریس درفاصله سالهای 1347 تا 1357 است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 13:20  توسط سید خالق سجادی
|
اینترنت هم شده مثل حموم
باید یا دم صبح بری یا آخر شب که فشار آب خوب باشه..
یادش بخیر وقتی میخواستیم بریم سوم دبستان
ذوق مرگ میشدیم که میتونیم با خودکار بنویسیم..
موقع پوشیدن پیراهن وقتی متوجه میشی دکمه هاتو اشتباه بستی
که میخوای آخرین دکمه رو ببندی!!
همین الان چند ثانیه به زندگی فکر کن..
آهسته گفت خدا نگهدارت
در را بست و رفت
آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را
به گردن خدا می اندازند..
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 12:50  توسط سید خالق سجادی
|